حرف هایی که میشه زد...
دیگر تحمل ندارم...
لطفا دنیا را تمام کنید....
خاموشی بهانه است....
مشترک مورد نظر فراموشت کرده است...
کتاب سرنوشت برا هرکی چیزی نوشت
نوبت به ما که رسید قلم افتاد...
دیگر هیچ ننوشت...
خط تیره ای کشید و گفت:
تو باش اسیر سرنوشت...
زمانی شعر میگفتم برای غربت باران...
ولی حالا خودم تنهاترم،تنها تر از باران...
دل من مثل دیواری میمونه که هنوز ایستاده....
اما با آجر هایی که دونه دونه اش شکسته...
حس چوب مصنوعی های توی شومینه رو دارم.میسوزم اما تموم نمیشم...
تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک ابتدا ما را با عنوان *آوای سکوت* و آدرس formycontact.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.
خبرنامه وب سایت:
Design By : Avazak.ir